مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1191
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1570 ] باب [ بيست و پنجم ] : اندر امراض [ مو ] و جز آنكه به شعور يعنى به موى تعلق دارد . و درو چند فصل است . [ 1571 ] فصل [ اول ] : اندر داء الثعلب « 1 » و داء الحيّه « 2 » [ در اثر ] اين هر دو علت است كه موى بدن بريزد و فساد در جلد پديد آيد . و فرق بينهما آن است كه اگر با وجود تقرّح جلد و سقوط موى ، پوست باريك همچون پوست مار نيز از آن محل جدا شود ، آن را « داء الحيّه » گويند و اگر پوست منسلخ نگردد ، « داء الثعلب » خوانند . « و إنّما سمّيت به لكثرة وقوعه للثعلب » « 3 » . و بايد دانست كه اين هر دو مرض بيشتر به موى سر و ريش و ابرو افتد و نادر باشد كه در موى ديگر بدن هم عارض شود . و حدوث اين مرض از ماده ردىّ است كه در پوست و منابت اصول شعر قرار گيرد و موى را فاسد سازد . و مادهء داء الحيه نسبت به مادهء داء الثعلب قوى الرّدائت است كه از آن است كه داء الثعلب اسهل العلاج است و داء الحيّه مشكل به شود . از آنكه ماده اين امراض يا بلغم سوخته [ است ] يا صفراى حادّ يا سوداى محترقه يا خون غليظ فاسد ، هريك به نوع جدا گفته شود : نوع اول : اندر داء الحيه و داء الثعلب كه از مادهء بلغم حادث شود . علامت او سپيدى و نرمى آن محل است و تقدم استكثار تناول اغذيه سرد و تر و چيزهاى تيز و شور
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Alopecia areata . ( 2 ) . قاموس القانون : Alopecia furfuracea . ( 3 ) . ترجمه : « اين بيمارى را داء الثعلب - بيمارى روباه - ناميدهاند چون روباه بيشتر به آن مبتلاء مىشود . م .